.خواب ها کابوس می نوازند

. ...داستان های کوتاه، اشعار، متون ادبی، معرفی کتاب، جملات ناب و

.خواب ها کابوس می نوازند

. ...داستان های کوتاه، اشعار، متون ادبی، معرفی کتاب، جملات ناب و

.خواب ها کابوس می نوازند

من از نوشتن می ترسم. با ترس به زیبایی و هنر نزدیک می شوم.
سهراب سپهری

با سلام و احترام. ضمن خوش آمد گویی به شما عزیزان به منظور بازدید از وبلاگ، به عرض می رساند که این وبلاگ با هدف انتشار آثار ادبی محمد مهدی سلیمی و امیررضا باقری، دیگر نویسندگان و شاعران معاصر و همچنین مشاهیر ادبی ایران و جهان راه اندازی شده است که مقالات ادبی، سخنان قصار، اشعار کلاسیک و نو و نیز داستان های کوتاه و ... را شامل می شود. ضمن اینکه با نظرات شما دوستان می توانیم گام های متعددی برای پیشرفت این وبلاگ برداریم و بنابراین از همگی شما درخواست حمایت و اعلام نظر داریم.
با سپاس فراوان.
محمد مهدی سلیمی و امیررضا باقری

طبقه بندی موضوعی

خواب

پنجشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۵۳ ق.ظ

خواب (نویسنده: امیررضا باقری)

    خواب ها دنیای ما را می سازند.

    کلماتی که در گوش های مان زمزمه می شوند هر یک به خودی خود مفهومی را دارند که ذهن گسترده ی انسان را به تفکر و روح حساس انسان را به اشک وا می دارند و به تفکر فرا می خوانند. خواب دیدن یکی از مطبوع ترین و لذیذ ترین کلمات است که زندگی بدون آن مرز یک رویا و مرگ را می سازد. مرزی گریز ناپذیر که هرگز از آن جدا نمی شوی و خواب آرامشیست از این دنیای پر درد و رنج و گویی خواب خود نوعی آرزوست برای هر شخصی، هر انسانی و هر جانوری. چنانچه انسان به خواب نیاز دارد و اشتیاق آن به گریز از واقعیت ها ازبین نخواهد رفت و اینگونه هر یک رویایی را تجربه می کنیم. این کلمه ی رویا چقدر شیرین است و حصار ذهن بشر را خوش رنگ می سازد. کاش هر انسانی در رویاهای خود تا ابد غرق میشد نه برای چند لحظه نه برای چند دقیقه و نه برای ساعتی چند. کاش آن رویاهای مان هرگز محو نشوند. از نظر من جاودانگی مان خود چیزی جز یک رویا نیست! و حال جای شکر است که چند ساعتی از روز و شب را با آرامش مطبوع خواب به سمت کلبه ی رویاهایمان برویم. چه رویاهای تلخ و چه کابوس های شیرین!! و این کابوس ها حس شور و اشتیاق و امید زندگی را در ما می سازد و وقتی هم که روح انسان از مرز یک کابوس دردناک و زندگی پر مشقت خود عبور می کند و به سمت دنیای واقعی خود می آید، آیا این آن بهترین حس نیست؟! آیا وقتیکه از مرگ و سقوط و غرق شدن و ... در کابوسی نجات پیدا می کنی و سپس دمسازهای خود را پاره کرده و پیش به سوی این زندگی حقیقی خود می آیی، این خود بهترین خوشبختی در دنیایت نیست!

    و آیا حسرت گذر و به پایان رسیدن رویایت در خواب خود امید و اشتیاق به بازگشت به آن رویا را در ذهنت نمی پروراند! تصور کن که اگر جز این بود، این زندگی پوچ چه معنایی داشت! این تفکرات و رویاها هستند که زندگی ما را می سازند و ما را به جلو فرا میخوانند! اما اگر روزی روحت به آن کرانه ی خیالاتت در خوابی عمیق هجرت کند، آنگاه قدر تمامی لحظات سپری شده در این کلبه را می دانی؟! آیا می دانی که این لحظات در خواب، روزی بهترین لحظات زندگیت و شاید حسرت های زندگیت شوند؟!  مسلما در آن موقعیت به اینها فکر‌ نکرده ای و نمی دانی که این کابوسی که امروز می بینی حسرت فردایت می شود و مانند یک درد در تمام زندگیت حسرتش را با خود حمل می کنی و اینها دیگر چیزی جز تصاویر یک آرزوی محال را در ذهنت نمی سازند! 

    و از کجا معلوم که این دنیای ما خود یک خواب نباشند؟! مگر درخواب تو می دانی که آن یک رویای شیرین است؟! مسلما هرگز! و زمانش چطور؟ شاید این دنیای ما همان دنیایی باشد که در یک چرت بسیار بسیار کوتاه پدید آمده و اکنون در ذهن محدودت بعنوان یک انسان، خواب سفر طولانی آن والهای گوژپشت را می بینی!!!

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۹۶/۰۵/۱۹
  • ۱۹۰ نمایش
  • محمد مهدی سلیمی و امیررضا باقری.

خواب

رویا

کابوس

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی