.خواب ها کابوس می نوازند

. ...داستان های کوتاه، اشعار، متون ادبی، معرفی کتاب، جملات ناب و

.خواب ها کابوس می نوازند

. ...داستان های کوتاه، اشعار، متون ادبی، معرفی کتاب، جملات ناب و

.خواب ها کابوس می نوازند

من از نوشتن می ترسم. با ترس به زیبایی و هنر نزدیک می شوم.
سهراب سپهری

با سلام و احترام. ضمن خوش آمد گویی به شما عزیزان به منظور بازدید از وبلاگ، به عرض می رساند که این وبلاگ با هدف انتشار آثار ادبی محمد مهدی سلیمی و امیررضا باقری، دیگر نویسندگان و شاعران معاصر و همچنین مشاهیر ادبی ایران و جهان راه اندازی شده است که مقالات ادبی، سخنان قصار، اشعار کلاسیک و نو و نیز داستان های کوتاه و ... را شامل می شود. ضمن اینکه با نظرات شما دوستان می توانیم گام های متعددی برای پیشرفت این وبلاگ برداریم و بنابراین از همگی شما درخواست حمایت و اعلام نظر داریم.
با سپاس فراوان.
محمد مهدی سلیمی و امیررضا باقری

طبقه بندی موضوعی

ورقی از شاهنامه

دوشنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۴۹ ق.ظ

چو بگذشت سال ازبرم شست و پنج

فزون کردم اندیشهٔ درد و رنج

به تاریخ شاهان نیاز آمدم

به پیش اختر دیرساز آمدم

بزرگان و با دانش آزادگان

نبشتند یکسر همه رایگان

نشسته نظاره من از دورشان

تو گفتی بدم پیش مزدورشان

جز احسنت از ایشان نبد بهره ام

بکفت اندر احسنتشان زهره ام

سربدره های کهن بسته شد

وزان بند روشن دلم خسته شد

ازین نامور نامداران شهر

علی دیلمی بود کوراست بهر

که همواره کارش بخوبی روان

به نزد بزرگان روشن روان

حسین قتیب است از آزادگان

که ازمن نخواهد سخن رایگان

ازویم خور و پوشش و سیم و زر

وزو یافتم جنبش و پای و پر

نیم آگه از اصل و فرع خراج

همی‌غلتم اندر میان دواج

جهاندار اگر نیستی تنگ دست

مرا بر سرگاه بودی نشست

چو سال اندر آمد به هفتاد ویک

همی زیر بیت اندر آرم فلک

همی گاه محمود آباد باد

سرش سبز باد و دلش شاد باد

چنانش ستایم که اندر جهان

سخن باشد از آشکار ونهان

مرا از بزرگان ستایش بود

ستایش ورا در فزایش بود

که جاوید باد آن خردمند مرد

همیشه به کام دلش کارکرد

همش رای و هم دانش وهم نسب

چراغ عجم آفتاب عرب

سرآمد کنون قصهٔ یزدگرد

به ماه سفندار مد روز ارد

ز هجرت شده پنج هشتادبار

به نام جهانداور کردگار

چواین نامور نامه آمد ببن

ز من روی کشور شود پرسخن

از آن پس نمیرم که من زنده ام

که تخم سخن من پراگنده ام

هر آنکس که دارد هش و رای و دین

پس از مرگ بر من کند آفرین

/ابولقاسم./

  • محمد مهدی سلیمی و امیررضا باقری.

نظرات (۳)

به نظرم نوشته های طولانی دارید
یه کم کوتاه تر باشه بهتره
شایدم من این روزا حوصله ندارم
سلام .

چقدر وبتون برام جالب بود . امیدوارم موفق باشید و سربلند .

از اینکه به دیدنم اومدید یکدنیا ممنونم . هروقت پست جدید گذاشتید خوشحال میشم که خبرم کنید
باز هم سپاس
سلام من چهارتا وب دارم که یکی از آنها داستان و سه تای دیگه دلنوشته های من هست . خوشحالم که لطف کردید ولی تمام چهارتا وبم به خوبی و ارزشمندی همین وب شما نیست  در باره وب داستان که لطف کردی و پیغام گذاشتید
سلام . خیلی خوشحالم کردید . من این سومین داستان هست که دارم مینویسم . حوصله ام سر رفته دیدم بهتر است با نوشتن خودمو سرگرم کنم . فکر نمیکردم کسی استقبال کنه ولی خوشبختانه از دو داستان قبلی ام خیلی استقبال شده و میدانید که تشویق بسیار موثر است حالا دارم اینو مینویسم . شما منو یکدنیا شادمان کردید. امیدوارم از این ببعد هم با سلیقه شما جور باشدالبته هرچه داستان پیش بره به نظر من جذابتر میشهچون الان داره آدمهای داستان رو معرفی میکنه هنوز داستان در حقیقت شروع نشده . باز هم سپاسگزارتان هستم
پاسخ:
بسیار ممنون از لطف نظرتون و همچنین بابت اینکه در وبلاگ ما حاضر شدید و نظرتون رو ارسال کردید.

بله ؛ همونطور که گفتم، داستان ها و اشعار وبتون بسیار جالب و زیباست .

با سپاس فراوان.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی